دهرآشوب

خرید بک لینک
به شب می اندیشم.

شب، همان ظلمتکده ی خاموش هیاهوی حرف های همیشه در انزوا است.

حرف هایی که باید به رخ طبیعت حس کشیده می شد و هنوز تنها شب را محرم دان می خواند.

حرف هایی که جوش هنر را بلند می کند.

و صحنه ی هنر تنها جایی است که بی علت می توان خندید و بی دلیل می توان گریست.

شب حجمه ی هجوم هنر توست بر صحنه ی من.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:16 توسط راحله ابراهیمی |
دهرآشوب...

ما را در سایت دهرآشوب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 11:13

صفحه بندی